حسين قرچانلو
329
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مىگذرد . سرچشمهء اين نهر ، رود بلدراشد در بلاد صحراست . اين نهر به ناحيه تل كه امروز از بلاد حصين است داخل مىگردد ؛ سپس به جانب مغرب جارى و چند نهر ديگر از نهرهاى مغرب اوسط ، مانند نهر مينا ، به آن افزوده مىشود و آنگاه در ميان كلميوا و مستغانم به درياى روم مىريزد . « 1 » بكرى همزمان با تسلط مرابطين بر شمال افريقا مىنويسد : مستغانم شهرى است نزديك دريا كه بارو ، چشمهسارها ، باغها و آسيابها دارد . در زمين اطراف شهر پنبه بسيار مرغوب كشت مىشود . شهر نزديك مصّب رود شلف واقع است . « 2 » يك قرن بعد از بكرى ، ادريسى كه توصيفى مختصر دربارهء مستغانم دارد مىنويسد : شهرى است كوچك بر كنار خليجى كوچك با بازارها و گرمابهها و باغها و بوستانها و آب فراوان . گرد شهر بارهاى است و از سمت مغرب ، كوهى بر آن سايه افكنده است . شهر و خليج كوچك كنار آن ، دايره مانند است و سى و چهار ميل درازا دارد . « 3 » ابو الفداء در نيمهء اول قرن هشتم هجرى در وصف مستغانم مىنويسد : از شهرهاى برالعدوه و پيش بندر مغراوه است . رود شلف در مشرق آن به دريا مىريزد . مستغانم رو به روى شهر دانيهء اندلس است . « 4 » ابن بطوطه ، معاصر ابو الفداء با اينكه هنگام سفر به مشرق ، از مستغانم عبور كرده ، وصفى دربارهء آن ندارد . « 5 » لئون افريقى در قرن دهم هجرى در وصف مستغانم مىنويسد : شهرى است در سه ميلى ساحل درياى متوسط . در قديم شكوهى داشته و پرجمعيت بوده است ؛ اما اعراب موجبات ضعف آنجا را فراهم ساختند ، به طورى كه اكنون دو سوم جمعيت خود را از دست داده است . با اين وصف ، حدود هزار و پانصد خانه و مسجدى در نهايت زيبايى و صنعتگرانى دارد كه پارچه مىبافند . شهر ، آبگيرهاى متعددى دارد كه نهرها و جويبارهاى زيادى از آن منشعب مىشود . اين نهرها و جويبارها در داخل شهر جارىاند و آسيابهاى زيادى را به گردش در مىآورند . بيرون مستغانم باغهاى زيبايى است ؛ اما بيشتر آنها متروك مانده است .
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 99 . ( 2 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 69 . ( 3 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 271 . ( 4 ) . تقويم البلدان ؛ ص 169 . ( 5 ) . سفرنامه ابن بطوطه ؛ ج 2 ، ص 770 .